الشيخ السبحاني
54
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )
اين ملت ، از ملتهاى ديگر بود . بزرگترين سد ، در برابر پيشرفت آيين اسلام ، همان افسانهها بود و از اينرو پيامبر با تمام قدرت مىكوشيد كه آثار « جاهليت » را - كه همان افسانه و اوهام بود - از ميان بردارد . هنگامى كه « معاذ بن جبل » را به يمن اعزام كرد ، به او چنين دستور داد : و أمت أمر الجاهليّة إلّا ما سنّه الإسلام و أظهر أمر الإسلام كلّه صغيره و كبيره « 1 » ؛ اى معاذ ، آثار جاهليت و افكار و عقايد خرافى را ، از ميان مردم نابود كن و سنتهاى اسلام را كه همان دعوت به تفكر و تعقل است ، زنده كن . او در برابر تودههاى زيادى از عرب كه ساليان درازى افكار جاهلى و عقايد خرافى بر آنان حكومت كرده بود ، چنين مىگفت : كلّ مأثرة في الجاهلية تحت قدمي « 2 » ؛ با پديد آمدن اسلام ، كليهء مراسم و عقايد و وسايل افتخار موهوم ، محو و نابود گرديد و زير پاى من قرار گرفت . اينك براى روشن ساختن ارزش معارف اسلام ، نمونههايى را در اينجا مىآوريم : 1 . آتش افروزى براى آمدن باران شبه جزيرهء عربستان ، در بيشتر فصول با خشكى رو به رو است . مردم آنجا براى نزول باران ، چوبهايى را از درختى به نام « سلع » و درخت زودسوز ديگرى ، به نام « عشر » گرد مىآوردند و آنها را به دم گاو بسته ، گاو را تا بالاى كوه مىراندند . سپس چوبها را آتش زده ، به جهت وجود مواد محترقه در چوبهاى « عشر » شعلههاى آتش از آنها بلند مىشد و گاو بر اثر سوختگى شروع به دويدن و اضطراب و نعره زدن مىكرد و آنان اين عمل ناجوانمردانه را ، نوعى تقليد و تشبيه به رعد و برق آسمانى انجام مىدادند . شعلههاى آتش را به جاى برق و نعرهء گاو را به جاى رعد ، محسوب مىداشتند و اين عمل را در بارش مؤثّر مىدانستند .
--> ( 1 ) . تحف العقول ، ص 25 ، و سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 412 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 412 .